
شب چو تنها مینشینم با خیالت گرم راز هر نوا آید به گوشم گویم این آوای توست روز ها چون بگذرم از کوچه های آشنا هر کجا پا مینهم گویم که جای پای توست در زمستان جدایی روز و شب گویم به خود یاد ایامی که با هم نوبهاری داشتیم الفت شب های ما را روزگار از ما گرفت ای خوشآن روزی که ما هم روزگاری داشتیم +نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ساعت8:51 توسطبهزاد طاهری | ...
ادامه مطلب